ضرورت نهادهای مدنی
آنچه که از لابلای کتابهای تاریخ به ما رسیده است حکایت از آن دارد که در جوامع گوناگون بشری از عهد باستان تا به امروز جهت ادارۀ بهتر جامعه ، نظامها و حکومتها از مشورت با قسمتهای مختلف جامعه بی نیاز نبودند و به شکلهای مختلف از وجود آنها در ادارۀ جامعه سود می بردند و حکومتها با توجه به شرایط فرهنگی و سیاسی موجود در جامعۀ خود از این گونه مشورتها نهایت استفاده را داشته اند، این موضوع در قرآن کریم که کلام پروردگار است تحت آیۀ مشهور « وامرهم شورا بینهم » مورد استناد می باشد ، به طور مثال مجلس سنای روم که نمایندگانی از سراسر امپراطوری در آن حضور داشتند در تصمیم های مختلف کشور روم به طور مستقیم دخالت می کردند. در جوامع قبیله ای سرخپوستان رؤسای قبایل مختلف در تصمیم های طوایف سرخپوست نقش مستقیم داشتند، این وضع در قبایل مختلف آفریقایی نیز با توجه به آداب و رسوم آنان صادق است، در افغانستان امروزی هنوز لویی جرگه که مجمع ریش سفیدان و بزرگان اقوام مختلف کشور است درکنار مجلس آن کشور نسبتاً فعال می باشد. به نظر می آید همۀ موارد فوق و مشابهات آن در جوامع خود نقش نهادهای مدنی را به عهده داشتند و در واقع می توان گفت ادارۀ جوامع بشری در ازمنه و امکنۀ مختلف جهان به وسیلۀ حکومت و با کمک مستقیم گروههای فکری ، شغلی و اجتماعی صورت می گرفته و این روش همچنان در تمامی جهان متمدن امروزی ادامه دارد.
بدون شک وجود نهادهای مدنی در یک جامعه نه تنها اختلالی در سیستم حکومتی ایجاد نمی کند بلکه به عنوان یک ابزار قدرتمند در ادارۀ بهتر جامعه به کمک حکومت می آید، آنچنانکه تاریخ گذشته بشری شاهدی بر این مدعاست. تمامی اعتراضات قانونی که در اقصی نقاط جهان صورت می گیرد خواه این اعتراضات به کمی دستمزدها بوده و یا عملکرد مدیران بخشهای مربوط را مورد ارزیابی قرار دهد و یا سیاست گزاریها مورد اعتراض قرار گرفته شود همگی توسط اتحادیه های مختلف صنفی و یا سیاسی صورت گرفته و به گونه ای سالم و قانونی انعکاس عملکرد حکومت را به متولیان آن نشان می دهد و هرگاه در کشوری به خشونت گرائیده به دلیل برخورد غیر منطقی حاکمان و سود نبردن حکومت از وجود چنین اتحادیه هایی بوده است و هرگاه که در هر لحظه ای از اعتراضات از وجود نهادهای مدنی مربوط سود جسته شده موضوع به شکلی معقولانه و مسالمت آمیز حل گردیده است.
اگر در کشوری این گونه نهادها وجود نداشته باشند و یا از درون حکومت برخاسته باشند در واقع نهاد های مدنی محلی از اعراب نداشته و تصمیمات بنیادین در آن کشور به صورت غیر مسئولانه گرفته و اجرا می شود و قطعاً چنین سیستم و حکومتی مانند آبی راکد شده و دچار اشتباهات فاحش و گاه خطرناک خواهد شد به گونه ای که ممکن است گاهی بیگانه به جای هموطن و هموطن به جای بیگانه قرار گیرد در چنین حالتی است که فرصت طلبان از هر موضوعی به سود خود بهره می برند. بنا براین باید نهادهای مختلف مدنی اعم از سیاسی ، فرهنگی و یا صنفی از درون جامعه شکل گرفته و دولت به آنها کمک کرده تا بتوانند به صورت مردمی، فعال باشند چرا که این کمک های دولت از درآمدهای جاری کشور و مردم آن است که مالیات می پردازند، در این صورت دولت از وجود این نهادها برای تصمیمات خود سود برده و به شکلی واقعی و با توجه به آنچه در جامعه می گذرد سیاست گزاری نموده که این عمل قطعاً نارضایتی عمومی را به حداقل کاهش خواهد داد و دیگر فرصت طلبان محلی از اعراب نخواهند داشت و نهادهای مدنی نیز به اهداف واقعی خود می رسند، علاوه بر آن منافع روانی این موضوع شاید از منافع مادی آن بسیار پربارتر باشد.
+ نوشته شده توسط هیئت موسس در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت
5:13 بعد از ظهر |